قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

686

درة التاج ( فارسى )

نمىكند به حركت او تنها ، بل او متحرّك است به حركت فلكى كى حامل اوست ، و جگونه حدس مىكند از آنك قمر هرگاه كى بعد او از زمين بيشترست ، خسوف او را مكث كمترست ، بر آنك ظلّ مستدقّ مىشوذ - جندانك از زمين دور تر مىشوذ . و بر آنك شمس اكبرست از زمين . و بسيار باشد كى مختلف شوذ باختلاف اشخاص جزم بأين ، - بر حسب آنك منضمّ شوذ « 1 » از قرائن علمى ، و اعتبارى - از احوال حركات ، و غير آن . و تو ميدانى كى جسم واحد ازين - و از غير اين حركت نكند ( دو حركت ) به دو جهت از آن روى كى ايشان دو حركت‌اند ، بل يك حركت كند كى مركّب باشد ازيشان هر دو . و جون حركات متركّب شوند - و بيك جهت باشند - حركتى مساوى مجموع احداث كنند ، و اگر به دو جهت متضادّ باشند احداث حركتى كنند كى مساوى فضل « 2 » بعضى باشد بر بعضى ، يا سكونى اگر فضل « 3 » نباشد . و اگر در جهات مختلفه باشند - احداث حركتى مركّبه كنند به جهتى كى متوسّط باشد ميان آن جهات بر نسبت ايشان . و حركات مختلفه بقياس با متحرّكات ( او ) ايل بذات باشند ، و با غير آن بعرض . و جميع آن بقياس با متحرّك واحد بذات نباشد . و لازم نيايذ از تحرّك جسم به دو حركت حصول او دفعة در دو جهت . و تحريك فلكى فلكى را بملازمت متحرّك باشد مكان او را از محرّك ، و بآنك او ازو جون جزو است از كلّ « 4 » ، پس متحرّك شود با دو قطب او - و سائر اجزاء او به حركت محرّك ، مثل حركت ساكن سفينه به حركت سفينه ، بعد از آن با اين حركت كند بنفس خود حركتى كى خاصّ است به او - جون ساكن سفينه كى تردّد كند در آنجا بهر كدام جهت كى خواهد . و اين جنين واجب است كى فهم كنند حال در حركات اجرام سماوى مختلفه - كى جرم هر يكى از آن حركت مىكنند آنها را ، و كلام در اجرام علوى ، و آنج

--> ( 1 ) - مىشود - م ، ( 2 ) - فصل - اصل . ( 3 ) - فصل - اصل . ( 4 ) - او كل - اصل .